ترامپ در جنگ و مذاکره شکست خورد / پژوهشگر ارشد شورای آتلانتیک: سلاحی قدرتمندتر از موشک؛ چگونه تنگه هرمز به مهمترین اهرم ایران تبدیل شد؟

فارن افرز در گزارشی به تقویت موقعیت راهبردی ایران پس از جنگ با آمریکا و اسرائیل و نقش بازدارنده تنگه هرمز اشاره کرده و در عین حال هشدار داده است که تلاش تهران برای اعمال محدودیت یا دریافت عوارض از کشتیهای عبوری میتواند دستاوردهای پساجنگ را به منبعی جدید از تنش و بیثباتی تبدیل کند.
نخستین کنگره گیاه دارو – ترجمه از فارن افرز – محمد عارف معزی: نیت سوانسون، پژوهشگر ارشد اندیشکده شورای آتلانتیک مینویسد زمانی که ایالات متحده و اسرائیل در اواخر فوریه جنگ علیه ایران را آغاز کردند، تهران با مجموعهای از بحرانهای اقتصادی، زیستمحیطی و سیاسی روبهرو بود و پس از سرکوب اعتراضات داخلی نیز تحت فشارهای گسترده داخلی و بینالمللی قرار داشت. اما پس از پایان درگیریها، جمهوری اسلامی نهتنها ساختار سیاسی خود را حفظ کرده بلکه با اتکا به کنترل تنگه هرمز، به بازدارندگی تازهای دست یافته است.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در ماه آوریل از تنگه هرمز به عنوان «سلاح هستهای اقتصادی» ایران یاد کرد؛ زیرا اکنون این تصور در سطح جهانی شکل گرفته که هرگونه حمله به ایران میتواند با بسته شدن این گذرگاه حیاتی و اختلال در بازارهای انرژی جهان همراه شود.
ترامپ در جنگ و مذاکره شکست خورد؟
نویسنده مقاله معتقد است دونالد ترامپ هم در میدان جنگ و هم در مذاکرات پایان آن ناکام مانده است. با این حال تأکید میکند که اگر ایران در استفاده از اهرم جدید خود زیادهروی کند، ممکن است در دوران صلح متضرر شود.
بر اساس تفاهمنامه ۱۴ بندی میان ایران و آمریکا، حل بسیاری از مسائل دشوار از جمله محدودیتهای برنامه هستهای ایران به یک دوره مذاکره ۶۰ روزه موکول شده است. در این مدت، عبور کشتیهای تجاری از تنگه هرمز بدون دریافت هزینه تضمین شده، اما تهران اعلام کرده پس از پایان این دوره قصد دارد شرایط جدیدی برای عبور کشتیها وضع کند.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و مذاکرهکننده ارشد ایران، تصریح کرده است که «تنگه هرمز هرگز به وضعیت گذشته بازنخواهد گشت» و ایران در قبال خدماتی که ارائه میدهد هزینه دریافت خواهد کرد.
توافقی که هنوز شکل نگرفته است
سوانسون میافزاید تفاهمنامه میان تهران و واشنگتن چارچوبی کلی برای ادامه مذاکرات ترسیم کرده و شامل تثبیت آتشبس، تعهد ایران به عدم حرکت به سمت سلاح هستهای، رفع بخشی از تحریمها و ازسرگیری صادرات نفت ایران است.
با این حال، بسیاری از جزئیات کلیدی همچنان نامشخص باقی مانده و موانع متعددی بر سر راه دستیابی به توافق نهایی وجود دارد. از جمله این موانع میتوان به پیچیدگی ساختار تحریمهای آمریکا، بیاعتمادی ایران به دولت ترامپ پس از خروج واشنگتن از برجام در سال ۲۰۱۸ و همچنین مخالفت احتمالی اسرائیل با هرگونه توافق گستردهتر اشاره کرد.
نویسنده بر این باور است که حتی اگر درباره پرونده هستهای توافق حاصل شود، وضعیت تنگه هرمز همچنان میتواند به کانون اصلی تنشهای پساجنگ تبدیل شود.
تشکیل نهاد جدید برای مدیریت تنگه هرمز
بر اساس این تحلیل، ایران در ماه مه با ایجاد نهادی جدید تحت عنوان «سازمان تنگه خلیج فارس» (PGSA)، گامهایی برای مدیریت مستقیمتر تنگه هرمز برداشته است.
این نهاد، به گفته نویسنده، محدودهای دریایی گستردهتر را تحت کنترل خود تعریف کرده، عبور کشتیها را منوط به دریافت مجوز قبلی دانسته و نسبت به عبور شناورهای نظامی کشورهای «غیردوست» نیز موضعی محدودکننده اتخاذ کرده است.
ایران همچنین تمایل خود را برای کسب درآمد از مسیر تنگه هرمز از طریق دریافت هزینههای خدماتی و زیستمحیطی اعلام کرده است؛ موضوعی که به باور نویسنده میتواند پیامدهای گستردهای برای تجارت جهانی داشته باشد.
نگرانی از پیامدهای اقتصادی و امنیتی
پژوهشگر ارشد اندیشکده شورای آتلانتیک هشدار میدهد که دریافت عوارض از کشتیها ممکن است شرکتهای بینالمللی را از همکاری با ساختار جدید مدیریت تنگه بازدارد، زیرا این نهاد به دلیل ارتباط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تحت تحریم آمریکا قرار گرفته است.
به اعتقاد نویسنده، در چنین شرایطی ممکن است تنگه هرمز عملاً تنها برای ناوگان موسوم به «ناوگان سایه» ایران و برخی کشتیهای غیرمتأثر از تحریمهای غربی قابل استفاده باشد؛ وضعیتی که برای کشورهای حوزه خلیج فارس، اروپا و بخش بزرگی از آسیا قابل قبول نخواهد بود.
گزارش همچنین پیشبینی میکند که هرگونه محدودیت در تنگه هرمز، کشورهای منطقه را به سمت توسعه مسیرهای جایگزین انتقال انرژی سوق خواهد داد؛ روندی که در بلندمدت میتواند اهمیت راهبردی این گذرگاه را کاهش دهد.
دو راهی تهران؛ درآمد یا بازدارندگی
نویسنده مقاله معتقد است ایران اکنون با یک انتخاب مهم روبهرو است: استفاده از تنگه هرمز بهعنوان منبع درآمد یا حفظ آن بهعنوان ابزار بازدارندگی.
به باور وی، ارزش بازدارنده تنگه هرمز به این وابسته است که تهدید بستن آن همچنان معتبر و باورپذیر باقی بماند. اما اگر تهران بخواهد از این گذرگاه برای کسب درآمد یا محدودسازی تجارت استفاده کند، ممکن است مهمترین ابزار بازدارندگی خود را تضعیف کند و به مخالفان خود در آمریکا و اسرائیل برای ازسرگیری فشارها و حتی درگیریهای جدید بهانه بدهد.
چالشهای فراتر از تنگه هرمز
در بخش دیگری از این تحلیل تأکید شده است که آینده ایران تنها به سرنوشت تنگه هرمز وابسته نیست. تهران باید تعهدات خود در چارچوب پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای را اجرا کند، همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را از سر بگیرد، روابط خود با همسایگان منطقهای را بازسازی کند و به مطالبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی شهروندان پاسخ دهد.
نویسنده هشدار میدهد که اگر جمهوری اسلامی تصور کند صرفاً با امضای تفاهمنامه با آمریکا یا کسب دستاوردهای تاکتیکی در جنگ اخیر به پیروزی نهایی رسیده است، ممکن است دچار خطای راهبردی شود.
فارغ از سرنوشت مذاکرات، نویسنده معتقد است بازگشایی کامل و بدون عوارض تنگه هرمز نهتنها خواسته جامعه جهانی بلکه در راستای منافع بلندمدت ایران نیز قرار دارد.
در پایان مقاله با اشاره به توصیه آبراهام لینکلن پس از پایان جنگ داخلی آمریکا مبنی بر «مدارا با شکستخوردگان»، تأکید شده است که تهران نباید وسوسه شود از موقعیت جدید خود برای تحمیل بیشترین هزینه به رقبایش استفاده کند.
به نوشته فارن افرز، توانایی بستن تنگه هرمز قدرتمندترین تضمین امنیتی جمهوری اسلامی ایران است؛ ابزاری که از نگاه نویسنده حتی از بازدارندگی هستهای نیز پایدارتر و عملیاتیتر به نظر میرسد و بهترین راه بهرهبرداری از آن، استفاده نکردن از آن است.