طبقهای که ایران مدرن را ساخت

شیوه و سبک خاصی از مصرف فرهنگی و کنش سیاسی از ویژگیهای سبک زندگی اعضای طبقه متوسط جدید است. اعضای طبقه متوسط جدید در دوره پهلوی اول به مصرف فضاهای جدید شهری مانند سینما، تئاتر، کنسرت، کتابخانه و… میپردازند و در کافهها و رستورانها به موسیقی گوش میدهند.
به گزارش خبرگزاری نخستین کنگره گیاه دارو به نقل از ایبنا – آناهید خزیر: کتاب «برآمدن طبقه متوسط جدید در ایران» حاصل پژوهش رضا تسلیمی طهرانی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در حوزه جامعهشناسی تاریخی و فرهنگی است که با حمایت و در چارچوب طرحهای پژوهشی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات انجام شده است. نویسنده در این کتاب با تکیه بر دادههای تاریخی، اقتصادی و فرهنگی، به بررسی روند شکلگیری، تحول و نقش طبقه متوسط جدید در ایران پرداخته است. در این پژوهش، فرایند دگرگونیهای ساختاری جامعه ایران از دوران مشروطه تا دوره معاصر، و تأثیر نهادهایی چون آموزش، رسانه، شهرنشینی و دولت بر رشد طبقه متوسط، با نگاهی تحلیلی و میانرشتهای بررسی شده است.
از لحاظ تاریخی، میتوان زمینههای ظهور طبقه متوسط جدید را به دوران قاجار نسبت داد. با این حال، تنها در دوران پهلوی اول بود که طبقه متوسط جدید به عنوان طبقهای مشخص و متمایز به ظهور رسید و نقش آن در ایجاد تحولات اجتماعی تثبیت شد. در این کتاب تلاش شده تا با تمرکز بر حوزههای معماری و شهرسازی، ادبیات (رمان) و نشریات به توصیف و تحلیل سبک زدگی اعضای طبقه متوسط جدید در فاصله سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ پرداخته شود و مولفههای جهانیبینی و ارزشهای آنها ارائه شود.
این کتاب تصویری روشن از چگونگی شکلگیری هویت و سبک زندگی طبقه متوسط در بستر تحولات اجتماعی و فرهنگی ایران معاصر ارائه میدهد و برای پژوهشگران علوم اجتماعی، تاریخ و مطالعات فرهنگی منبعی سودمند به شمار میرود. «مقدمه»، «زمینههای ظهور طبقه متوسط جدید در ایران»، «ظهور طبقه متوسط جدید در معماری، شهرسازی و ادبیات دوره پهلوی اول»، «ظهور طبقه متوسط جدید در نشریات دوره پهلوی اول» و «جمعبندی و نتیجهگیری» عناوین پنج فصل این کتاب است. رضا تسلیمی طهرانی، استادیار جامعهشناسی در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات گفتوگو کردهایم که در ادامه میخوانید:
شما در این کتاب «طبقه متوسط جدید» را چگونه تعریف کردهاید و این تعریف چه تفاوتی با برداشتهای دیگر پژوهشگران دارد؟
در این کتاب من طبقه را براساس رویکرد نظری جامعهشناس معاصر فرانسوی، پییر بوردیو در نظر گرفتهام و بنابراین دو بعد سرمایه اقتصادی و سرمایه فرهنگی در تعریف طبقه لحاظ شدهاند. در این راستا، طبقه متوسط به مجموعهای از افراد گفته میشود که از نظر در اختیار داشتن میزان سرمایههای اقتصادی و فرهنگی در موقعیت میانی و در بین طبقات بالا و پایین اجتماعی قرار دارند.
در ادبیات علوم اجتماعی، طبقه متوسط سنتی معمولا به بازاریان شهرنشین و علمای مذهبی و طبقه متوسط جدید معمولا به کارمندان، صاحبان تخصص، مدیران عمومی، قضات، پزشکان، روشنفکران، روزنامهنگاران، هنرمندان، نویسندگان، معلمان و اساتید دانشگاه گفته میشود. در این کتاب، من این دو خرده طبقه را بر همین اساس در نظر گرفتهام. به بیان دیگر، میتوان گفت در درون طبقه متوسط، در بین اغلب اعضای طبقه متوسط سنتی سرمایه اقتصادی و در بین اغلب اعضای طبقه متوسط جدید سرمایه فرهنگی برجستهتر است.
آیا در این کتاب طبقه متوسط جدید دارای هویت منسجم سیاسی و فرهنگی است یا بیشتر یک برساخت تحلیلی است؟
در این کتاب به ظهور طبقه متوسط جدید در عصر پهلوی اول اشاره شده است و زمینههای مختلف اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ظهور آن مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. در این راستا، طبقه متوسط جدید از هویت سیاسی و فرهنگی مشخصی برخوردار است که بهتدریج و در طی زمان ساخته میشود. به عنوان نمونه، طبقه متوسط جدید از مشارکت اجتماعی و سیاسی استقبال میکند و به مصرف فضاها و کالاهای فرهنگی جدید میپردازد. در دوره پهلوی اول، در بعد هویت سیاسی، هویت ناسیونالیستی و تجددگرایانه در بین اعضای طبقه متوسط جدید در حال گسترش است و در بعد هویت فرهنگی نیز هویت دنیوی و مصرفگرایانه به تدریج ساخته میشود.
نسبت میان سبک زندگی، مصرف فرهنگی و کنش سیاسی در این طبقه چگونه تبیین میشود؟
همانطور که اشاره کردم شیوه و سبک خاصی از مصرف فرهنگی و کنش سیاسی از ویژگیهای سبک زندگی اعضای طبقه متوسط جدید است. اعضای طبقه متوسط جدید در دوره پهلوی اول به مصرف فضاهای جدید شهری مانند سینما، تئاتر، کنسرت، کتابخانه و… میپردازند و در کافهها و رستورانها به موسیقی گوش میدهند. بدن و مدیریت آن در این دوره برجسته میشود به نحوی که تبلیغ لوازم آرایشی، سالنهای آرایش، لباسهای جدید و خیاطخانهها بخش مهمی از صحفات نشریات را به خود اختصاص میدهد. اعضای طبقه متوسط جدید در انجمنها، جلسات و گروههای مختلف ادبی، هنری، فرهنگی و سیاسی عضویت مییابند. زنان بهویژه در انجمنهای نسوان عضو میشوند و در نوشتن مقالات در نشریات و برگزاری همایشها و سخنرانیها مشارکت میکنند.
شما در این کتاب چه نسبتی میان تحولات تاریخی در بازه زمانی ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ و شکلگیری طبقه متوسط جدید برقرار کردهاید؟
در این دوره در زمینههای مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی دگرگونیهای مهمی اتفاق افتاده است که بستر و زمینه شکلگیری طبقه متوسط جدید بوده است. با استفاده از رویکرد نظری پییر بوردیو، در این دوره متناسب با تحولات میدان قدرت، میدانهای مختلف اجتماعی مانند میدان اقتصاد، میدان تولید فرهنگی و هنری، میدان دانشگاه و… شکل گرفتند و کنشگران مختلف با برخورداری از منش متمایز خویش جایگاههایی را در درون این میدانها اشغال کردند. تحولات تاریخی این دوره در مجموع بیانگر تمایز منشهای فردی و شکلگیری میدانهای متمایز اجتماعی است که برآمدن طبقه متوسط جدید را ممکن ساخته است. همچنین در این دوره اقداماتی مانند تجهیز ارتش و تصویب طرح خدمت وظیفه عمومی، گسترش زبان فارسی، ایجاد وسایل ارتباطی و راههای مختلف، گسترش بوروکراسی، نوسازی نظام قضایی، دگرگونی نظام آموزشی، اصلاح ساختار مالی و اقتصادی و… اتفاق افتاد که هر یک به نوبه خود ظهور طبقه متوسط جدید را تسهیل میکند. به بیان دیگر، تحولات اقتصادی و تحولات فرهنگی رخ داده در این عصر با افزایش سرمایههای اقتصادی و فرهنگی افراد زمینه ساز برآمدن این طبقه بودهاند.
آیا میتوان گفت که این طبقه حامل پروژه مدرنیته در ایران است؟
طبقه متوسط جدید به شیوههای مختلف با مدرنیته مرتبط است. این طبقه حامل ارزشها و مفاهیم مدرنی مانند فردگرایی، آزادی و مصرفگرایی (فرهنگی و مادی) است. تجددگرایی یکی از مهمترین مولفههای جهانبینی اعضای طبقه متوسط جدید در عصر پهلوی اول است که در معماری، ادبیات و سبک زندگی اعضای این طبقه متجلی شده است. گسترش آداب و رفتارهای برخاسته از تمدن غربی در زندگی روزمره اعضای این طبقه، رواج مفاهیمی مانند دنیوی شدن و تاکید بر نقش زنان در زندگی اجتماعی و مشارکت آنها در امور مختلف جامعه که از مهمترین مولفههای جهانبینی اعضای طبقه متوسط جدید است کاملا در راستای پروژه مدرنیته قرار دارند.
ظهور طبقه متوسط جدید را در معماری و ادبیات جستوجو کردهاید چرا این دو رویکرد را برای تحلیل ظهور طبقه متوسط انتخاب کردید؟
دلیل انتخاب معماری و ادبیات این است که تحولات این دو حوزه میتواند نشاندهنده برآمدن طبقه متوسط جدید باشد. به بیان دیگر، تحولات رخداده در معماری و ادبیات شاخصههایی هستند که از ظهور امری جدید خبر میدهند. در این دو حوزه محتواهایی به چشم میخورد که تا پیش از این سابقه نداشته و در عین حال با سبک زندگی اعضای طبقه متوسط جدید در ارتباط است.
معماری و شهرسازی ایران در ۱۵۰ سال اخیر دچار دگرگونی اساسی شده است این تحول درباره برآمدن طبقه متوسط جدید چه چیزی به ما نشان میدهد؟
در حوزه معماری و شهرسازی، مهمترین تحول، تغییرات رخداده در معماری بناهای دولتی و خصوصی است. در این دوره، بناهای دولتی و عمومی مهمی ساخته میشوند که با اندیشههای ملیگرایانه و تجددخواهانه جدید همخوانی دارند. همچنین در طراحی و ساخت بناهای خصوصی تحولات مهمی اتفاق افتاده که با تغییرات رخ داده در سبک زندگی اعضای این طبقه همخوان است. به عنوان نمونه، یکی از مهمترین تغییرات رخداده در معماری بناهای این دوره چرخش از اندرونی و فضاهای محصور در داخل خانه به ساخت پنجره و بالکن در خانهها است که از آن با عنوان «بیرونیسازی» یاد میشود. این تغییر نشاندهنده گشوده بودن اعضای طبقه متوسط جدید به دنیای بیرون و پدیدههای جدید است.
ادبیات جدید (رمان، داستان کوتاه، شعر نو) چه نسبتی با ظهور طبقه متوسط در ایران داشت و چطور سبک زندگی و علایق این طبقه را بازنمایی کرده است؟
ادبیات جدید در پیوند با ظهور مدرنیته و طبقه متوسط جدید قرار دارد. به عنوان نمونه، پیدایش رمان نیازمند دگرگونیهایی است که خلق آن را ممکن می سازند. در این مورد میتوان با استناد به کتاب ایان وات با عنوان «پیدایی قصه» گفت ظهور مفاهیم و واقعیتهای اجتماعی چون واقعگرایی، فردگرایی، عشق، تجربه خصوصی و همچنین پیدایش یک جمعیت کتابخوان پیشنیاز ظهور رمان است. به بیان دیگر، تا زمانی که واقعگرایی به عنوان یک ارزش فلسفی-اجتماعی مطرح نشود و تا هنگامی که فردگرایی به عنوان یک مفهوم فکری و یک واقعیت اجتماعی پدید نیاید رمانی نوشته نخواهد شد. از سوی دیگر پیدایش رمان نیازمند جمعیت قابل توجهی از افراد باسواد و علاقهمند است که از توان مطالعه رمانها برخوردار باشند. در جامعه ایران نیز پیدایش رمان از اواخر دوران قاجار و دوران مشروطه، ابتدا در شکل رمانهای تاریخی آغاز شد و سپس در عصر پهلوی اول در اشکال مختلف رواج یافت. بررسی محتوای رمانهای این دوره نشاندهنده رواج مفاهیمی است که با سبک زندگی اعضای طبقه متوسط جدید مرتبط است. این مفاهیم از ایجاد و تحول اوقات فراغت و تغییرات رخداده در پوشاک و خوراک زنان و مردان خبر میدهند. به عنوان نمونه، زنان از شخصیتهای اصلی این رمانها هستند و زندگی خصوصی و عمومی آنها در خلال داستان شرح داده میشود. زنانی که شاید برای نخستینبار میتوانستند به تنهایی از منزل خارج شوند و به مصرف فضاهای تازه تولدیافتهای چون فروشگاهها، بوتیکها، کافهها و… بپردازند. پرداختن به مفاهیمی مانند عشق رمانتیک، خواستگاری و ازدواج و توجه به تغییرات اجتماعی موجود در زمینه ازدواج جوانان میتواند از گسترش طبقه متوسط جدید و سبک زندگی مرتبط با آن حکایت کند.
در پایان نظر شما را درباره وضعیت طبقه متوسط امروز ایران جویا شویم. شما در این کتاب به ظهرو طبقه متوسط در آغاز قرن ۱۴ هجری اشاره کردهاید آیا آنچه امروز از طبقه متوسط میبینیم ادامه منطقی روندی است که در دهههای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ شروع شده بود؟
بله. هدف از انجام این پروژه همین نشان دادن این پیوستگی مولفههای سبک زندگی و جهانبینی اعضای طبقه متوسط جدید در امروز و در بیش از یکصد سال گذشته است. به بیان دیگر، ما با انباشت خصوصیات و ویژگیهای جهانبینی و سبک زندگی در اعضای طبقه متوسط جدید مواجهیم. به بیان دیگر، علیرغم تغییرات رخداده در جهانبینی و سبک زندگی اعضای این طبقه در بیش از یکصد سال اخیر اصول و مبانی نسبتا ثابتی وجود دارند که به این طبقه و اعضایش قوام میبخشند. در سایه همین روند منطقی است که نگاه و رویکرد اعضای طبقه متوسط جدید به موضوعات و مباحثی مانند نوع پوشش، حجاب، آزادیهای مدنی، مشارکت اجتماعی و… از چارچوب مشترکی برخوردار است.
درحقیقت، مولفههای سبک زندگی اعضای طبقه متوسط جدید مانند فردگرایی، مصرفگرایی، توجه به بدن و مدیریت آن، برجسته شدن اوقات فراغت و مصرف فرهنگی و هنری و مولفههای جهانبینی آنها یعنی مقولاتی چون ناسیونالیسم، تقید به آداب تمدن جدید، دنیوی شدن و نگاه دوگانه به زنان تداوم داشتهاند. به عنوان نمونه، با بررسی نشریات دوره پهلوی اول، به نظر میرسد براساس جهانبینی رایج در بین اعضای طبقه متوسط جدید در این دوره، زنان از نقشی دوگانه برخوردارند: از یک سوی، خانهداری و تربیت فرزندان وظیفه «طبیعی» و «ذاتی» آنها پنداشته میشود. وظیفهای که کسی جز آنها نمیتواند آن را انجام دهد و از سوی از آنها خواسته میشود تا در کنار انجام این وظایف، در بیرون از خانه و در حوزههای مختلف اجتماعی کوشا باشند و مدارج «ترقی» و «پیشرفت» را در علوم و فنون بپیمایند. مشخص است که این جهانبینی و نگاه دوگانه به زنان، فشار سنگینی را به آنها وارد میکند زیرا آنها باید بهتنهایی وظیفه «طبیعی» خویش یا آنچه در آن دوره «مهندسی خانهداری» نامیده میشود را به انجام برسانند و در عین حال در بیرون از خانه و در حوزههای گوناگون اجتماعی نیز فعال باشند. به نظر میرسد این نگاه دوگانه به زنان تا امروز نیز تداوم دارد و همچنان زنان طبقه متوسط جدید را تحت فشار قرار میدهد.